لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

علاوه بر این مزایا، یک دوره مفصل دستور زبان فارسی نیز در لغتنامه آمدهاست. گذشته از این، هخامنشیان که قدرت جهانی زمان خود بودند، سیاستی که برای نگهداری آن قدرت در درون و بیرون ایران به کار میبستند، بر پایۀ احترام به مذهب و فرهنگ اقوام دیگر بود و این موضوع طبعاً آنان را از تحمیل زبان خود به اقوام دیگر نیز باز میداشت،(١) چون آنکه مثلاً نامههای رسمی دولتی به زبان آرامی نوشته میشد و سنگ نوشتههای آنها علاوه بر پارسی باستان، به زبانهای ایلامی (عیلامی) و بابلی نیز نوشته شده است. اما از آن جا كه زبان هر ملت با ديگر نهادهای زندگی اجتماعی و سياسی اش پيوندی انداموار دارد، همهی جنب و جوشهای نوجويان و رهايی خواهان و دوستداران پيشرفت و پويایی جامعه، در زبان آنان نيز باز می آيد و انگيزهی ديگرديسی و نوگرديدن آن می شود، ما درجامعهی ايران و در ميان همهی فارسی زبانان نيز در دو سدهی پشت سر، شاهد پديداری و پيشرفت گام به گام چنين فرآيندی بوده و ديدهايم كه زبان عليلِ ميرزا بنويس های درباری و ديوانی و سنگواره های دخمه های خاموش تاريخ، به زبان زنده و پرخون و پويای شعر و داستان و نمايش نامه و زبان روشن و استوار و رهنمون دانش و پژوهش امروز ديگرگون شده و كاركردهای بسيار گستردهتر و متفاوت با گذشته يافته است و تازه در آغاز راهيم.

بعنوان نمونه علامه حبیبی در مقاله ای از 33 اثرعلمی مولوی حبیب الله نام برده است، که مهم ترین کار وی که حبیبی، شاهکار ایشان می داند کتاب ریاضی المهندسین به دو زبان عربی وفارسی درعلم ریاضی درهزاروپنجصدصفحه می باشد. ابعاد زندگاني دکتر معين راست و روشن است و اين محقق خصوصيات بسيار درخشاني دارد که از ميان آنها مي توان به وقار و صلابت، طنين خوشصوت، عطوفت، متن شناسي در عين چيرهدستي و گرامرشناسي در حد نمونه اشاره کرد.

به عنوان نمونه نگاه کنید به ترجمه ی تفسیر طبری، ج ١، ص ۵. نگاه کنید به: احمد کسروی، زبان پاک، چاپ چهارم، تهران ۲۵٣۶ ، ص ۶۴ . براساس چاپ نخستین کتاب بیلیو در سال 1929 در پشاور دیوان خوشحال با پیشگفتار عبدالمجید افغانی چاپ شد. این که میگوید دری زبان درباریان و منسوب به دربار پادشاهی بود، از این سخن نخست این نکته درست میگردد که دری از در به معنی درگاه است که ابن مقفع آن را به “باب” ترجمه کرده است و خواست از در و درگاه در این جا، پایتخت، و دری زبان مردم شهرنشین پایتخت ساسانی و شهرهای مداین بود و این که میگوید از میان زبانهای اهل خراسان و خاور، زبان مردم بلخ در زبان دری بیشتر است، بدین معنی است که این زبان دری، از باختر ایران به خاور نفوذ کرده بود و در آن جا با زبانهای آن سامان آمیخته بود.

پس از سقوط ساسانیان، زبان نوشتار نخست هنوز همان زبان پارسیگ (و تا حدودی پهلویگ) بود، چنانکه بیشتر آثاری که از این زبانها در دست است، تالیف یا نوپردازیهایی است از همین سدههای نخستین هجری، ولی نام این زبانها دیگر از پارسیگ و پهلویگ به پارسی و پهلوی تغییر یافته بود و از همین روست که ابن مقفع صورت معرّب آنها را فارسی و فهلوی ثبت کرده است. ابن ندیم مینویسد: «عبدالله بن مقفع گوید، زبانهای فارسی عبارتند از فهلوی و دری و فارسی و خوزی و سریانی. ٣ – فهلوی و فهلویات را سپستر به شعرهای محلی شهرهای پارت میگفتند و سپس اصطلاحی شد برای اشعار محلی و گویشهای محلی عموماً.

ولی بار دوم که میگوید فارسی زبان موبدان و دانشمندان و مردم فارس بود، روشن میشود که خواست او در اینجا از فارسی، زبان پهلوی ساسانی یا پارسیگ یا پارسی میانه است که بیشتر نوشتههای مانده از ادبیات پهلوی به همین زبان است و اشارۀ او به این که فارسی زبان مردم فارس بود، تعیین محل اصلی این زبان است در برابر محل اصلی زبان پهلویگ، که پهله یا پارت بود که ابن مقفع به پنج شهر از آن نام برده است. ولی از آنجا که خراسان از نیمۀ دوم سدۀ سوم هجری تا مدت زمانی مهمترین مهد ادبی فارسی بود و آثاری که در این سرزمین به وجود آمد، در اندک زمانی در سراسر ایران شهرت یافت، طبعاً سهم نفوذ واژههای گویشی آن، چه در فارسی نوشتار خراسان و چه در فارسی نوشتار استاندارد، بیشتر از نقاط دیگر ایران بود.

و اما دری زبان شهرهای مداین بود و درباریان به آن سخن میگفتند و منسوب به درگاه پادشاهی است و از میان زبانهای مردم خراسان و خاور، زبان مردم بلخ در آن بیشتر بود. در هر حال به دلیل همین مشکلات مردم آذربایجان و دیگر نقاط ایران در دریافت واژهها و اصطلاحات گویشهای خراسان در شعر فارسی است که اسدی طوسی در همین زمان، لغت فرس را برای مردم اران و آذربایجان تالیف کرد. از آنجا که در نجد پهناور ایران، هر یک از تیرههای ایرانی به یکی از زبانها و گویشهای ویژۀ خود سخن میگفتند، از دیرباز، وجود یک زبان فراگبر که وسیلۀ تفاهم میان آنان باشد، نیازی سخت آشکار بود.

ولی روشن بود که چند نام برای یک زبان واحد تولید سوء تفاهم نیز خواهد کرد و به زودی برای هر نام تعریفی جداگانه به وجود خواهد آمد. البته این هم محتمل است که قطران که زبان گفتار او با هم شهریهایش زبان ایرانی آذری بود، هر چند هنگام نوشتن بر زبان فارسی تسلط داشت، ولی در سخن گفتن به این زبان کمی کند بود. ولی از یک سو هر چه گروه زبانهای خاوری و باختری، با گذر از دورۀ کهن به دوره ی میانه، از یکدیگر دورتر میگشتند، و از سوی دیگر هر چه همبستگی سیاسی، ملی و فرهنگی، میان تیرههای ایرانی نزدیکتر میشد، به همان اندازه نیاز به یک زبان رسمی فراگیرتر میگشت.

ولی با کم شدن موبدان و گرویدن دهقانان به دین نوین، موقعیت زبان پارسیگ روز به روز ضعیفتر میگشت و کم کم بر سر جانشینی آن، مبارزهای میان دری و عربی در گرفت. در زمان هخامنشیان، با آنکه در کنار وحدت سیاسی و در زیر نفوذ آن، کم کم خودآگاهی به همبستگی ملی بیدار میگردید، ولی باز هنوز نمیتوان از وجود یک زبان رسمی فراگیر سخن گفت و زبان پارسی باستان، با آنکه از زمان داریوش بزرگ زبان نوشتار نیز شد، ولی نتوانست به عنوان زبان گفتار پا از قلمروی خود بیرون نهد. انتشارات اميركبير، تاكنون 25 بار فرهنگ فارسي محمد معين را تجديد چاپ كرده و در اين سالها نيز ويرايشي تازه از آن، ارائه نكرده است.

20. طباطبایی، محمد محیط “دُر دری” ص 21 ، مجموعۀ مقالات، مطبعۀ انتشارات کیهان، تهران (1373 هه). مطبعۀ سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران. دقت داشته باشید که برنامه های ترجمه گر حتی در صورت پولی بودن نسبت به کتاب های فرهنگ لغت بسیار به صرفه هستند. ممکن است تاکنون این ضربالمثل فرانسوی را شنیده باشید که «ترجمه، بزرگترین خیانت است».این بیان مبالغهآمیز (به اقتضای ادبی بودن آن) تلویحاً به دشواریهایی اشاره دارد که در مسیر … الفت قبلاً در کنگرههای بین المللی ادبی (مونشن1957) و مسکو 1960 اشتراک کرده و مقالاتی را پیرامون اشعار خوشحال ارائه کرده بود.

آ. عثمانوف که در کار دو سیمینار افغانی در بارهء خوشحالخان اشتراک کرده بود در سال 1982 در کابل کتاب خوشحال ختک و مکتب ادبی اش را نشر کرد، که در آن تمام مواد پژوهش چندین سالهء خود را جمعبندی کرده بود. زبان پهلوی ساسانی یا پارسیگ و زبان پهلوی پارتی یا پهلویگ چنان به یکدیگر نزدیک بودند که مردم این دو زبان سخن یکدیگر را به خوبی درمییافتند و همین اندازه خویشاوندی و نزدیکی را نیز میتوان پیش از آن میان دو زبان پارسی باستان و مادی گمان برد که هر یک در همان محلی که سپستر میهن زبان پارسیگ و پهلویگ بود رواج داشتند.

در جملهء نخستین کارهای علمی بزبان روسی میتوان از مقالهء بیوگرافیکی کوتاه درمورد خوشحال که درسال 1957 توسط و.آ. نخستین ترجمه های ادبی اشعار خوشحالخان بزبان روسی توسط و. هوائی در کمال اعتدال دارد که میوه های گرمسیری مانند نخل و نارنج، و سردسیری مانند شلیل و گیلاس را به نیکوئی می پروراند. به احتمال قوی از بادهنج فارسی می آید. تهیهی فهرست لغات جدید انگلیسی بسیار مفید است اما احتمال این که این لغات و معانی آنها کم کم از حافظهتان پاک شود، بسیار زیاد است. کلماتی که دارای تکرار بسیار کم هستند (به عنوان مثال کلمات غیرمعمول) ارزش یادگیری ندارند، مگر اینکه در زمینهی مطالعه خاص شما باشند.

دیدگاهتان را بنویسید