لغت نامه دهخدا حرف ب

هجری قمری نامی در تاریخ نیامده بود که این زمان همان زمانی است که شیخ عدی به میان آنها آمده و طریقۀ «عدویه» را در میان آنها بنیان نهاده است. پروفسور لندزبرگر عقیده داشت که مردم گوتیوم یا کوتیوم تاکنون قدیمی ترین قبیله در تاریخ ماست که ارتباط نزدیکی با تورکان دارد، و شاید بتوان گفت گوتیان همان تورکان باستان هستند. وی مطالعاتی تحت عنوان ارتباط زبان گوتیان و تورکی باستان دارد که با تلاشهای پروفسور کمال بالکان، مدیر سابق دپارتمان سومرشناسی دانشگاه آنکارا که از شاگردان پروفسور لندزبرگر بوده جمع آوری شده است.

در واقع برای اولین بار در سال 1937 پروفسور لندزبرگر با توجه به علم زبانشناسی و همچنین با در نظر گرفتن یافته های باستانشناسی، ارتباط زبان گوتیان با زبانهای تورکی را مطرح نمود و سپس پروفسور پاول دولکانوف، باستان شناس روسی با استناد به دیاکونف، مطرح کرد که گوتی ها خویشاوندان دور مردم امروز داغستان هستند که در زبان امروزی کومیک (تورکان شمال داغستان) نامیده می شوند. به گزارش روز یکشنبه ایرنا، این کتاب برای اولین بار از سوی افضل خان ختک پاکستانی به پشتو یکی از دو زبان رسمی افغانستان ترجمه شد.

طوری که شما می دانید تعداد هزاره های سنی در افغانستان بسیار زیاد است اما از بی هویتی و بی کسی هیچ حق و حقوق مشخصی ندارند. اکراد ایزدی یا به عبارت دقیقتر یزیدی طبق ادعای خود یکتاپرستند و خدا را می پرستند اما به هیچ پیامبر و امامی عقیده ندارند. مسافر، صوفی عرب قرن ششم هجری است که به باور تاریخ نگاران، بنیانگذار کیش یزیدی است. یهود پیروان جدیدي نمی پذیرد و همه یزیدیان باید یزیدی متولد شوند.

اگر کسی بتواند از میان صفحات این همه کتابِ قطورِ تاریخِ ادبیّاتِ ایران از شاعران ترکی سرای ایران و یا شاعران دو زبانه و سه زبانه «یک بیت تنها یک بیت ترکی» مثال بیاورد، شخصا به او جایزه خواهم داد! و نیز بیهقی در صفحات 422 ،925 و… خوب است که امثال بیهقی و نظام الملک کتابهایی در دربار غزنویان و سلجوقیان و دیگر ترکان ایران نوشتند و گرنه امثال صفا با تاریخ این ملّت چه میکردند!

آیا صفا دربارۀ دشمنی ترکان با آداب و رسوم ملّی ایران (؟ وقتی که به گواهی تاریخ و اسناد و مدارک متقن و به اعتراف خود صفا در جای جای کتابش میبینیم که بلند نظری و انعطاف و تساهل فرهنگی،و به قول امروزیها اعتقاد به پلورالیسم و همه صداییِ زبانی و فرهنگی ویژگیِ شاخص،درخشان و ممتاز ترکان حاکم بر ایران در تمام اعصار تاریخ وبه ویژه در دورۀ مورد بحث در کتاب صفا بوده است، به سلامت نیّت این محقق دانشگاهی به شدت مظنون میشویم . این مقاله با استفاده از ارتباطات زبانی بین گوتیان و تورکی باستان اثبات می کند که تنها زبان نزدیک به گوتیان در بین زبانهای همسایه زبان تورکی باستان می باشد.

اگر این تعبیر ما از گفته ی ابن مقفع درست باشد، نظر او با نظریهی دانش زبان شناسی دربارهی خاستگاه و جهت نفوذ زبان دری با فارسی مطابقت دارد: بر اساس دانش زبان شناسی، زبانی که رودکی سمرقندی و فردوسی طوسی و نظامیگنجوی و سعدیشیرازی بدان نوشتهاند، و امروزه، با برخی ناهمسانیهای گویشی، زبان رسمی ایران و افغانستان و تاجیکستان است، یک زبان جنوب باختری است و خویشاوند با پارسیگ یا پهلوی ساسانی (۶) که با زبانهای بلوچی و کردی و لری و گویشهای تاتی و تالشی و بسیاری از گویشهای شمالی و مرکزی و جنوبی ایران و زبانهای ایرانی میانه چون پارسیگ و پهلویگ و زبانهای ایرانی باستان چون پارسی باستان و مادی، گروه زبانهای ایران باختری را تشکیل میدهند.

بخشی از توضیحات وزیر سابق فرهنگ افغانستان درمورد زبان دری (فارسی) : . لابد به گمان صفا ادبیات ایران آنقدر شاعر پارس دارد که نام آفرینندۀ هنرمند«دیوان ترکی و فارسی» (نسیمی) و نام خالقِ بزرگ مثنویهای «بنگ و باده»(فارسی) و «لیلی و مجنون»(ترکی) و «دیوان ترکی و فارسی» و نویسندۀ «فرهنگ لغت جغتایی- فارسی» و… آیا نویسندۀ بزرگ و دانشمندی مانند پرفسور «یوگنی ادواردویچ برتلس روسی» ونیز محقّقی مانند «هرمان اته آلمانی» در نامیدن دقیق کتابهای خود «تاریخ ادبیّات فارسی» دچار خطا شده یا آن که افکار ضدّایرانی داشته اند وتوطئه ای در کار بوده است؟

رفتارها و برخوردهايی از اين دست با زبان، آشکارا تکامل ستيزانه است و می تواند آن را دچار واپسگرايی و ايستايی گرداند و به مرزهاي پيشين آن و فراسوی زنجيرهی درازی از کوششها و کنشهای کمال بخشان بدين گنج شايگان انديشه و فرهنگ در درازنای هزارهها باز پس براند. مهمترین مدارکی که از زبان پارسی باستان در دست است کتیبه های شاهنشاهان هخامنشی است که قدیمترین آنها متعلق به اریارمنه(1) پدر جد داریوش بزرگ (حدود 610 – 580 ق.

در آزربایجان غربی نیز ژن مغول در سمت پدری ساکنان امروز آزربایجان حدود 0.5 درصد (یعنی نزدیک به صفر) مشاهده شده و بیشترین درصد این ژن در بین ساکنان امروزی یزد، مازندران، هرمزگان و با درصد بالاتری در پاکستان مشاهده می شود. همانطور که در تصاویر می بینید در بین چندین قوم تورک که با مغولها مقایسه کرده ایم فقط تورکان قپچاق در دی ان ای میتوکندریال دارای اشتراکاتی با قوم مغول می باشند و در بقیۀ اقوام چه در سمت پدری و چه در سمت مادری با ژن مغول مواجه نیستیم. پ.ن: از لحاظ ژنتیکی بین تورکان و مغولها تفاوتهای بسیاری وجود دارد و این دو، نژاد یکسانی نیستند.

همين گذشتها ازخودگزريهاي شاهان وسلالة تورکان وادامه دهندگان آنهاکه (اوزبيک وتورکمن) ها بوده است که اين زبان امروز در چند مملکت آسيايي فراگيرشده است. ادامه کپشن: کاشغری در مقدّمۀ کتابش می نویسد«تابش خورشید بخت و دولت در برجهای ترکان از سوی خداوند و گردش دوائر آسمانها بر مملکت و فرمانروایی آنان را دیدم. بلکه به تفاوت زمان به مقدار کم و زیاد، اسم های مختلف داشت: مملکت پارس، مملکت آذر بایجان، مملکت عراق عجم، ملوک لرستان و غیره.

شماری از نامهای خوراکیها و غذاها مانند «شکلات»، «نان بُلکی»، «نان سوخاری» و غیره و نیز نام برخی لباسها و کلمه های وابسته به آنها مانند «سارافون»، «شابلون»، «شابگا» به معنای شاپو، از روسی وارد فارسی شدهاند. ایشان را از هر کس برتر ساخت و بحق آنان را نیرومند گردانید و کسانی را که به آنان وابسته گشتند و در خدمت آنان به کوشش برخاستند، گرامی داشت و… همچنین پسوند های egan و agan در زبان گوتی با پسوند -ɣan که تنها در زبان تورکی باستان کاربرد داشته و برای ساخت صفت از اسم مانند bazygan استفاده می شده است.

به عنوان مثال لندزبرگر مطرح می کند که طبق الواح اکدی پرکاربردترین عنوان حاکمان گوتیان، لفظ Yarğa:n می باشد که معادل لفظ قاضی یا دادرس در زبان تورکی بوده و می توان به عنوان تریبون (مقامی در ارتش) نیز معنی نمود که ایشان لغاتی از همین ریشه و معنی مانند Yarğan Tarxan و Kutluğ Yarğan Suci در نوشته های اورخون و Bu-Yurgan در منابع یونانی پیدا کرده است که در معنای تریبون به کار رفته اند. همچنین وی لفظ iar در نام برخی حاکمان گوتی مانند ia-ar-la-gaaŝ را طبق نوشته های اورخون دارای ریشه تورکی دانسته و پسوند de را در انتهای نام بنیانگذار حکومت گوتیان با ریشۀ تورکی باستان می داند.

در بین گویندگان بی نام ونشانی مانند «بساطی سمرقندی» و امثال این شاعر نیاید (ن.ک.صفا،1380صص200-197)! خداوند نام آنها را «ترک» نهاد و بر روی زمین فرمانرواساخت.خاقانهای روزگار ما را از بین آنان به در آورد، زمام امور ملّتهای جهان را بر کف آنان نهاد… قپچاق ها حدود سه قرن پس از استیلای برخی از اقوام مغول بر قزاقستان در این مناطق حضور یافتند و وجود اشتراکات ژنتیکی در سمت مادری بنا بر نظر برخی محققان حاصل از ازدواجهای بین این دو قوم می باشد. دوقلوهای C و F در حدود 45 تا 50 هزار سال پیش از یکدیگر جدا شده و طی چندین نسل هاپلوگروه F تورکیزه شده و هاپلوگروهای R و J و Q و G و L و N از این گروه به وجود آمدند.

ریشه شناسی:«سوشیانت» نجات دهنده(از اوستایی).بنا بر آیین زرتشتی، یکی از سه ناجی که در ۳۰۰۰ سال پایان دنیا هر کدام در هر هزار سال ظهور میکنند و جهان را از بدی پاک میکنند. Wikipedia content : این ویژگی جدید به کاربران امکان می دهد تا با یک کلیک نتایج جستجوی خود را در اطلس بزرگ و چند رسانه ای قدرتمند Wikipedia به 13 زبان زنده ی دنیا و در میان بیش از 2.2 میلیون مقاله مشاهده نمایند ! منظور از تورکیزه و مغولیزه شدن این است که تمام هاپلوگروههای امروزی از نوادگان هاپلوگروه A آفریقایی می باشند که طی مهاجرت های اولیه انسان امروزی از قارۀ آفریقا در تمام دنیا پخش شده و سپس با ایجاد هاپلوگروههای جدید کاراکترهای خاصی از خود نشان داده اند.

دیدگاهتان را بنویسید