لغت نامه دهخدا حرف ب

پس از این همه پایان واقعیت­ها؛ جهانی که روی دست ثریا مانده است؛ جهانی است رو به گذشته، که تنها در یاد و خاطره قابل تصور است. اما این همه، در آگاهی ثریا، به عنوان خاطره و یادآوری، سر از نو امکان ظهور می­یابند؛ مردی زرنگ، نیرنگ­باز، تشنه­ی سکس، پول و قدرت، دکتر نجیب الله که دست از سر ثریا برنمی­داشت، دیگر ظاهرن دست بردار شده و از جهان واقع محو شده بود اما به عنوان حقیقتی در خاطره­ی ثریا لمیده حضور داشت.

انسان با آنکه در برابر طبیعت، موجودی است کوچک که طبیعت آن را به بازی می­گیرد؛ پس آدمی، برای طبیعت بازیچه­ای بیش نیست اما به برداشت سارتر، انسان با آگاهی که دارد بزرگ از طبیعت می­شود؛ زیرا آنچه که طبیعت بر آدمی انجام می­دهد، نمی­داند؛ آدمی با آگاهی که دارد، می­داند که طبیعت با او چی می­کند؛ یعنی، سرانجام آدم را طبیعت محکوم به فنا، مرگ، نابودی و فراموشی می­کند اما انسان با دانستن این همه، رنج طبیعت را بر خودش، تحمل می­کند.

سخت و درشت: دلو سجیل؛ دلو بزرگ. به نظر بنده، این تغیر نام از روی قواعد زبا ن شناسی صورت گرفته، زیرا،که نام اصلی زبان فارسی(فارسی نوکه بعد از پهلوی رایج شده) در هر کشوری که هست دری است ،(مثل زبان اوغانی که در حقیقت پُشتو نام دارد، اما کسانی که نمی دانند می گویند،اوغانی سخت است، ) باوجودیکه در تغیر نام از فارسی به دری نیت سوء مطرح نبوده اما به تدریج ، بر هویت زبان دری اثر گذاشت و هم زمان با این اختلاف اسمی ، مُشتی از جُهال از آن استفاده سوء نمودند ،زبان دری یکی از زبانهای انکشاف یافته و فرهنگی دنیاست،چنین زبانهای متمدن صاحب ده ها هزار واژه اند،زبانهای جوامع بدوی و نا رشد یافته دارای چند واژه ی محدود بوده وقدرت بازگویی و بدایع چندانی ندارند ،این ویژه گی سبب شده که حاسدان توان دیدن آنرا نداشته باشند، درحال حاضر وزارت کنترول بر زبان دری!

کتاب در هفت صد و شصت و چهار صفحه ارایه شده که تقریبا دو صد هزار، کلمه می­شود؛ یعنی از نظر داشتن واژه، برابر است با شاهنامه­ی فردوسی. این زن، گذشته­ی خود راوی است که ثریا آن را در خاطرش به یاد می­آورد، و مرد، احمد شاه مسعود است که در دیداری به عنوان یک قهرمان در خاطر راوی مانده است. بگونۀ مثال وقتی (سرنوشت) یا (سرگذشت) بزبان می آوریم، التفاتی به الفاظ (سر) و (گذشتن) یا (سر) و (نوشتن) نمی کنیم وآنرا به عنوان واحد مستقل پذیرا می شویم، برخلاف ترکیب های وصفی عربی مانند قسی القلب وامثال آن، این زبان از بدو پیدایش آن در بستر شعر پروریده شده و از مهر مادر زمانه برخوردار بوده است.

در وسط این دو جهان یا دو مرد؛ زنی هست که در خاطر ثریا می­گذرد، این زن خود ثریا است که دیگر به عنوان امر گذشته، در خاطرش وجود دارد. این زنِ بازمانده در خاطر روای، اهمیت روانی یک آنیموس؛ و مردِ بازمانده در خاطر راوی، اهمیت روانی یک آنیما را پیدا می­کند. ثریا دیگر از میانه­سالی گذشته و آنچنانی که خودش را می­یابد، شخصیتی است از نظر سیاسی و روانی محصول درگیری­های که با نجیب الله داشته است. آنچه که در این نوشتار از کتاب ارایه شد، یک چشم­انداز ممکن از نظر یک خواننده، بود.

احمد شاه مسعود، در یک حمله­ی انتحاری، از بین می­رود. از روی تجربه ی یومیه نیز می توان اثبات کرد که زبانها،بویژه آنانی که مانند زبان دری در قلمرو وسیعی کاربرد دارند،الزاماً کاربردشان یکسان نیست،این تفاوت در السنه های بزرگی چون دری، تا آن حد انکشاف می نمایدکه امرِارتباط و همفهمی را مختل می سازد،در چنین حالتی زبان را دارای چندین لهجه معرفی می کنند،در حالی که اختلاف لهجه های پارسی دری،از پار دریا تا ایران واز بامیان گرفته تا بدخشان هنوزدرحدودی نرسیده که در امر افهام و تفهیم تاثیرسوء گذارد،چون زبان ابزار ارتباط است،مادامی که گوینده گان و نویسنده گان آن از اختلاف لهجه ها و مشکلات ناشی ازان در امر ارتباط ، شاکی نیستند هرنوع تلاش در جهت بیگانه معرفی کردن زبان فارسی ایران با زبان دری، جزتوطیه بازی و نیرنگ سازمانهای فاشیستی چیز دیگری نیست،این سازمانهااز آنچه در گذشته انجام داده ا ند عبرتی نگرفته اند،زیرا هر انسان نامتمدن توانایی نقد گذشته ی منفی خود را ندارد،به زعم ایشان سبب رکود و جمود زبان دوم افغانستان(پشتو)،پیشرفت و انکشاف روز افزون پارسی است،در حالی که زبان دری می تواند الگویی برای پیشرفت زبانهای دیگر وطن ما گردد،چنانچه تا کنون این نقش را در انکشاف زبان پشتو به عهده داشته، از سوی دیگر،اختلافاتی که پیشگامان جنبش ناسیونالیستی فاشیستی باایران دارند،توانایی ایستاده گی و مقابله باایران در بساط شان موجود نیست،اجباراًاز هیچ نوع توطیه علیه پارسی زبانان افغانستان دریغ نمی ورزند،آن موقع که ،رسانه های جمعی در اختیار دولت های قبیله یی بود،دست سایرین از آن کوتاه،حکام آنچه را می پسندیدند، همان بود،در همان اوضاع و احوالِ پیچیده ی حکومت فردی قادر نشدند سد راهِ انکشاف زبان پارسی گردند،درحال حاضر اوضاعِ زمان دگرگون است،خیل و ختک توانایی های قبلی را ندارند،دست کم مانند گذشته بر قلم و تاریخ و ادب نمی توانند فرمان برانند،نظامی چون نظام سیاسی داؤد خانی که دین و ایمانش فقط قوم بود،و بر همه ابعاد هستی جامعه ی عقب نگهداشته شده فرمان می راند،این آرمانش را به گورستان برد،بعید به نظر می رسد که لاش خواران کنونی بدان برسند،گرچه موقع شناسِ خوبی همچو آقای کرزی درکنارآنها است،که در روز نخست دستان آقای پروفیسور ربانی را بوسید،و محافظین شهید مسعودرا باافتخار ویژه یی محافظان خود معرفی نمود، ودر میانه راه چیزی نمانده بود که استاد ویاران مسعود را به دادگاهِ بین المللی جهت محاکمه معرفی کند.

تا عهده بسر برد در آن عهد.نظامی. پس از سقوط ساسانیان، زبان نوشتار نخست هنوز همان زبان پارسیگ (و تا حدودی پهلویگ) بود، چنانکه بیشتر آثاری که از این زبانها در دست است، تالیف یا نوپردازیهایی است از همین سدههای نخستین هجری، ولی نام این زبانها دیگر از پارسیگ و پهلویگ به پارسی و پهلوی تغییر یافته بود و از همین روست که ابن مقفع صورت معرّب آنها را فارسی و فهلوی ثبت کرده است. 4. آثار حبیبی به زبان فارسی الف- آثارچاپ شده فارسی 1- ده هزار لغت پشتو (طبع قندهار، 1318هـ ش ) 2- تاریخچه سبکهای شعرپشتو (طبع کابل، 1311 ش ) 3- تاریخچه ادبیات پشتو (طبع قندهار، 1311ش ) 4- پیغام شهید مثنوی (طبع کابل، 1314ش ) 5- درد دل، مثنوی (1315ش) 6- غزنه مثنوی (1315ش ) 7- مجمع الغرایب و مزار علوی در بلخ تلخیص این کتاب چاپ شده 8- تاریخ افغانستان در عصر تیموریان هند (طبع انجمن تاریخ ۱۳۴۲ش) 9- جوان مردان و عیاران (کابل 1321ش) 10- اشعارودیوان تیمورشاه افغان (کابل 1312ش ) 11- زرنج واحوال تاریخی آن (کابل 1323ش ) 12- تحقیقات راجع به پته خزانه (کابل 1324ش ) 13- تحقیقات راجع به ترجمان البلاغه رادویانی (کابل 1330ش ) 14- محقق قندهاری شرح احوال وآثارمولوی حبیب الله قندهاری (کابل 1314 ش ) 15- کتابهای گم شده تاریخ غزنویان (طبع کراچی 1338ش) 16- رابطه ادبی سند با افغانستان (طبع کراچی 1337ش ) 17- شاعر هیرمند هارون خان افغان (کراچی 1338ش ) 18- زبان دو هزار ساله افغانستان (طبع انجمن تاریخ کابل 1343ش) 19- راهنمای تاریخ افغانستان درکتب فارسی وعربی (کابل 1348ش) 20- نگاهی به سلامان وابسال جامی (کابل 1343ش ) 21- رساله سررشته طریقت خواجگان ازجامی (کابل 1343ش ) 22- تاریخ مختصرافغانستان در دو جلد(طبع کابل 1347ش) 23- متون دری(طبع پوهنتون کابل 1346ش ) 24- تصوف دری (طبع پوهنتون کابل 1346ش ) 25- تاج کابل شاه درکعبه (کابل 1348ش) 26- هفت کتیبه قدیم (کابل 1348ش) 27- تاریخچه خط درافغانستان (کابل 1350ش) 28- اصل خلجیان افغانی رفع اشتباه درباره ایشان (طبع تهران 1349ش ) 29- هنرعصر تیموریان ومتفرعات آن (تهران 1355) 30- نسب وزادگاه سیدجمال الدین افغانی (کابل 1355ش ) 31- انتخابی ازحدیقه حکیم سنایی متن انتقادی (کابل 1352ش 32- منازل السایرین در دایره وجود(طبع درشماره 1جلد 24 مجله ادب کابل 1355ش ) 33- تحقیق برتاریخ وفات سنایی (طبع مجله یغما شماره 353 تهران 1356ش ) 34- خودی وبیخودی دراندیشه اقبال (طبع مجله ادب شماره 35سال 25 کابل 1356ش ) 35- مدرسه شاه مشهد غرجستان وبنای مرقد سالارجلیل درکیمسان بلخ (طبع مجله هنرومردم شماره 173 سال 1355ش تهران ) 36- نام های برخی از ایزدان عصرکوشانی واثرهای آن در ادب والسنه افغانستان (کابل 1359ش ) 37- پنجاه مقاله حبیبی (طبع اکادمی علوم کابل 1361ش. 38- تاریخ افغانستان بعدازاسلام (کابل 1345ش) 39- خلیلی نامه مثنوی (طبع پیشار1334ش.

در این صورت، طبیعت می­تواند تن و جسم نویسنده را نابود کند اما نمی­تواند نام او را نابود کند؛ نام نویسنده؛ همیشه در برابر طبیعت سرکش، همچون آگاهی، باقی می­ماند. نوشتن، امری است که طبیعت نمی­تواند با مرگ آدمی، آگاهی­ای که از آدمی مانده است آن را نابود کند. درست است که کشفیات تخنیکی و علمی در همان لسانی که مکشوف شده اند ، نامگذاری شده و اکثراً در اثر ترجمه مفهوم خود را از دست داده و یا درست ترجمه شده نمی توانند .لذا می باید آنرا اقتباس نمود که این اجبار طبعاً منحیث یک پدیدۀ جدید الولاده تأثیر اجتناب ناپذیر بر زبان دری دارد .

اکنون با نگاهی از بیرون به کتاب نگاه می­شود و دریافت نسبتن علمی از منظور نویسنده و از اهمیت کتاب ارایه می­شود. یعنی مَحمِلِ مادی شكوفائی زبان عبارتست از پیشرفت هاى علمی و فنی. بنابر این، یک فرهنگ لغت دوصدهزار واژه­ای را از زبان معاصر ادبیات پارسی دری ارایه کرده است که نه تنها در ادبیات معاصر افغانستان بلکه در قلمرو زبان و ادبیات معاصر ادبیات پارسی دری، اهمیت و جایگاهِ ویژه دارد با جمله­بندی­ها، توصیف­ها و کلیت صورت و فرم زبان و متن؛ می­تواند در آینده­، ضمن سند تاریخی، یک سند منثور تاریخی قابل ملاحظه از زبان و ادبیات پارسی دری باشد.

پیش از آن و هم زمان با رواج زبان دری، با نفوذ زبان پهلویگ و سپس زبان پارسیگ، که به ترتیب زبانهای نوشتار در زمان اشکانیان و ساسانیان بودند و همۀ فرمانها و نامههای دولتی به آنها نوشته میشد و نیز تبلیغات مانی و شاگردان او در خاور ایران به زبان پهلویگ، راه برای پیشرفت زبان دری که با پارسیگ و پهلویگ خویشاوندی نزدیک داشت و بسیاری از واژههای این دو زبان را گرفته بود، کوبیده و هموار شده بود.

بلوچی اص از گروه شمالی زبانهای غربی است و بلوچها ظاهراً از شمال به جنوب کوچ کرده اند ولی بلوچی بعلت مجاورت با زبانهای شرقی ایرانی بعضی از عوامل آنها را اقتباس کرده است. در این بخش نوشتار که پایان نوشتار است از درون جهان کتاب بیرون شده؛ با نگاهی بیرونی و غیر عاطفی به منظور نویسنده­ی کتاب از نوشتن این کتاب و به اهمیت تاریخی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی کتاب، به کتاب رها در باد، پرداخته می­شود. ثریا بها، نویسنده­ی کتاب، از نوشتن این کتاب چی می­خواهد؟ تا هنوز هرچه گفته شد، به ثریا بها، نویسنده­ی کتاب و به اهمیت بیرونی کتاب مربوط نمی­شد بلکه به جهان متن و به شخصیت­های درون روایت ارتباط می­گرفت که این شخصیت­ها و این جهان متن با مولف و اهمیت بیرونی کتاب، چندان ارتباط نداشت؛ بیشتر برداشت یک خواننده و انتظارات یک خواننده بود که برای خودش فهم ممکن را از شخصیت­های درون روایت و از جهان متن ارایه می­کرد؛ یعنی از خوانش­ی­های ممکن خواننده­ها، فقط یک خوانش ممکن بود، که ارایه شد.

اپلیکیشن “لغت نامه معین و دهخدا (آنلاین)” از ظاهری بسیار ساده و کاربردی اما نه چندان گرافیکی و زیبا بهره می برد. اما شکل اساسی “مدایح” قصیده است و “هزل” به اشکال بسیار مختلف و “حماسه” و “وصف” به طور عمده به صورت مثنوی وجود دارد. زمان می­­گذرد، بسیار چیزها دستخوش تغییر و تحول می­شود؛ مرگ، آدم­های زیادی را که ثریا می­شناخت، نابود می­کند. آدم­های که تاثیر منفی یا مثبت بر زندگی ثریا گذاشته بودند؛ دیگر تقریبن نیست شده بودند یا از صحنه­ی قدرت و روزگار به حاشیه رانده شده بودند. کتاب، ارایه­ی چشم­دید معتبر، از تاریخ سیاسی معاصر افغانستان به ویژه جریان خلق و پرچم است؛ این ارایه، تا بیرون­تاریخ باشد، درون­تاریخ است؛ یعنی این که موقعیت سیاسی، خانوادگی و اجتماعی نویسنده، این فرصت را برای نویسنده فراهم کرده که نویسنده توانسته، پشت صحنه­ی قدرت را ببیند که چگونه ظاهر قدرت سیاسی در افغانستان، شکل می­گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید